هیس
بیا سکوت کنیم و ادامه هم ندهیم
دهان ما پر از الفاظ پوچ و دل مردست
و درد میکند این خنده ی زبان بسته
که هاج و واج درون لبم ترک خوردست
بیا کنار همین چرک های جا مانده
که تن شده به تمام هواسمان در تخت
نگاه آینه را توی حوض برداریم
دعا کنیم برای دو شاعر بدبخت
دعا کنیم اگر دستشان جدا شد و رفت
حریم خستگی بغض های هم باشند
دعا کنیم فقط سهم عاشقی ها را
برای هم بگذارند اگرچه کم باشند
تو را و دست تو را عاشقانه میبوسم
به یمن خاطره هایی که در سرم دارم
اگر چه دغدغه ی عشق را نفهمیدی
اگر چه از همه ی شاعران طلبکارم
اگرچه دست مرا تا ستاره ها بردی
درست توی همین شهر و کوچه ی پشتی
اگرچه با دو سه خط شعر بی پدر مادر
تمام ثانیه های شب مرا کشتی
بخواب عاقبت شعر تلخ و دلگیرم
بخواب خالق بیداری شبانه نویس
نفس کشیده ام از تو تمام شب ها را
!!!خیال دم شده در دود قهوه ی من ...هیس
چمران احمدی
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 12:56 توسط چمران احمدی
|